بررسی مؤلفههای خودشکوفایی در کتاب 365 قصه برای شبها سال با تکیه بر آرای آبراهام مازلو
https://doi.org/10.30465/lir.2025.50172.1933
بتول قربانی؛ مراد اسماعیلی؛ منا علی مددی
چکیده یکی از مهمترین و مؤثرترین روشهایی که امروزه میتوان از طریق آن مطالب و نکات آموزشی را به کودکان انتقال داد، استفاده از کتابهای قصه و داستان است.جستار حاضر، در پی آن است تا با روشی توصیفی – تحلیلی و استفاده از رویکردی بینرشتهای، کتاب 365 قصه برای شبهای سال که برای گروه الف و ب نوشته شده است را بر اساس نظریهی آبراهام مزلو مورد بررسی قرار داده و به این پرسش پاسخ دهد که: نمودهای گوناگون خودشکوفایی در نظریهی مزلو، به چه شکلهایی در این کتاب جلوهگر شدهاند. . بر اساس یافته-های پژوهش: شاخصههایی همچون درک بهتر از واقعیت و رابطهی آسان با آن، همدردی، شوخ طبعی فلسفی و غیرخصمانه، خلاقیت، پدیرش خود، دیگران و طبیعت، مسألهمداری و ... که از مهمترین مؤلفههای خودشکوفایی از منظر مازلو هستند، در بسیاری از قصههای این کتاب وارد شده است و کودکان با شنیدن و خواندن این قصهها میتوانند مورد تعلیم قرار گرفته و با این مفاهیم آشنا شوند و در آینده، مسیرشان برای ارتقای شخصیت و رسیدن به درجهی فردی با ویژگیهای شخصیت خودشکوفا، که در آرای مازلو، بالاترین مرحلهای است که میتوان به آن دست یافت، هموارتر گردد.
کارکردهای رسانهای شعر فارسی
https://doi.org/10.30465/lir.2025.49081.1875
مصطفی دشتی آهنگر؛ حسین محمدی
چکیده مطالعة ابزارهای رسانهای و بهویژه رسانههای جمعی اگرچه چندان قدمتی ندارد اما شکلهای مختلف رسانه، در تاریخ ارتباطات بشری وجود داشته است. در ایران نیز از قدیمترین رسانهها میتوان به الواح و سنگنوشتهها و در دورههای بعد به کتاب، منبر (خطبه) اشاره کرد که در جامعة سنتی نقش بسیار مهمی را ایفا میکردهاند. شعر فارسی نیز، از بدو پیدایش تا امروز، یکی از مهمترین رسانههای موجود در جامعة ایرانی به شمار میرود که به دلایل مختلف، این ویژگی شعر فارسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این درحالیاست که رسانة شعر فارسی به دلیل در دسترس بودن، تاثیرگذاری و ارائة خدمات یکی از مهمترین رسانههای سنتی ایران است. امروزه یکی از مباحث مهم دربارة رسانهها، شناخت و بررسی کارکردهای آنهاست. از این منظر میتوان رسانهها را در دستههایی مانند سنتی و نو، جدید و قدیم و جمعی و غیرجمعی طبقهبندی کرد. این مقاله با روش تحلیل توصیفی، به مسئلة کارکردهای رسانة شعر فارسی از دیدگاه رسانهشناسان پرداخته است. به این منظور ابتدا کارکردهای رسانه از چند منظر بررسی و سپس برایند این نظرات جمعبندی و در رسانههای سنتی ایران و بهویژه شعر واکاوی شده است. این پژوهش نشان میدهد که مهمترین کارکردهای رسانة شعر فارسی عبارتند از: ارائة اطلاعات، یکسانسازی، واسطگی، سرگرمی و برانگیختن.
روان زخم: بازنمایی تروما در رمان خون خرگوش رضا زنگی آبادی
https://doi.org/10.30465/lir.2025.52461.2039
ابراهیم کنعانی؛ زهرا جوان بخت
چکیده روانزخم بهعنوان تجربهای تعریف میشود که فراتر از ظرفیت زبان برای بازنمایی است و زمانی رخ میدهد که رویداد آسیبزا یکلحظه دیرتر و قبل از درک آگاهانه تجربه شود. بهعبارتی، ذهن آن رویداد را در لحظه تجربه میکند اما درک نمیکند. پاسخ افراد به روانزخم متفاوت است اما ژیژک هر نوع مواجهه با رویداد آسیبزا را تروما میداند و لاکان هم ناتوانی فرد در بازنمایی آن رویداد را امر واقع معرفی میکند. پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی به بررسی و تحلیل روانزخم در داستان خون خرگوش رضا زنگیآبادی پرداختهاست. هدف این پژوهش، روانکاوی ماهیت روانزخم و بازنمایی آن است و نشان میدهد که تروما نهتنها در سطح محتوایی بلکه در سطح ساختاری روایت هم بازنمایی شدهاست. فریبا، شخصیت اصلی داستان، در مواجهه با خشونت، فقر و سلطۀ پدرسالارانه، دچار زخمهای روانی عمیقی است که در روایت، دیالوگها، سکوتهای معنادار و لکنت زبانی او نمود پیدا کرده است. فریبا نهتنها نماد فردی آسیبدیده است بلکه بازتابی از زنانگی سرکوبشده است؛ زنانی که در جامعۀ مردسالارانه حتی مالک بدن خود هم نیستند. روایت حاضر با شکستن خط زمانی، خلق فضای کابوسوار و استفاده از شگردهای زبانی، تروما را ارائه میدهد. بر اساس تحلیل صورت گرفته، خون خرگوش تصویری ادبی از روانزخمهاییست که در لایههای ناخودآگاه شخصیتها است و تنها از خلال شکستهای زبانی و روایی امکان ظهور پیدا میکند. این رمان تجسمی از سکوت و لکنت در مواجهه با خشونت، فقر، ناامیدی و تنهاییست؛ امری که در حوزۀ امر واقعِ لاکانی جای میگیرد.
تحلیل معنای دو قالیچۀ تصویری قاجاری «ملاقات شیرین و فرهاد» با روش آیکونولوژی پانوفسکی
https://doi.org/10.30465/lir.2025.51367.1997
ابوالقاسم دادور؛ الهه پنجهباشی؛ شقایق گدازگر
چکیده قالیچههای تصویری دورۀ قاجار، بازتابی از تحولات و شرایط اجتماعی، فرهنگی و هنری آن دوره بودهاند. داستان خسرو و شیرین سرودۀ نظامی گنجهای در قرن ششم ه.ق.، بیش از دیگر داستانهای ادبی بر این قالیچهها نقش شدهاست. هدف پژوهش، کشف معنای مستتر در پیدایش تصویر ملاقات شیرین و فرهاد بر قالیچههای تصویری است و پرسش پژوهش این است که چگونه میتوان این قالیچهها را بر اساس رویکرد آیکونولوژی و نظریات پانوفسکی تحلیل کرد. پژوهش از نظر هدف، بنیادی و روش آن توصیفی-تحلیلی است. تعداد نمونههای مورد مطالعه دو قالیچه با مضمون ملاقات شیرین و فرهاد است و گردآوری اطلاعات بهصورت کتابخانهای بوده است. یافتهها نشان میدهد رواج اسطورۀ زن فرنگ در دورۀ قاجار موجب اعتبار نام شیرین در داستان آشنای نظامی شد و یکی از عواملی گشت که این داستان بیشتر از دیگر داستانهای ادبی ایران بر قالیچههای تصویری نقش شود. شکلگیری صحنۀ ملاقات شیرین و فرهاد بر قالیچهها نشاندهندۀ اتفاقی در ناخودآگاه جمعی است که تحتتأثیر غرب و روح زمانه در دورۀ قاجار رخ داده است. تصویر ملاقات شیرین و فرهاد بر قالیچهها میتواند اشارهای به اوضاع و شرایط نامساعد جامعۀ قاجار، کنایهای به تبعیض جنسیتی زنان و دسیسههای شاه و درباریان برای از میان برداشتن افراد کارآزموده باشد.
دستور زبان چیستان بررسی و تحلیل مؤلفههای ساختاری چیستان
https://doi.org/10.30465/lir.2025.52872.2057
احمد رضایی؛ عاطفه صالح
چکیده بسیاری از پژوهشهای قرن بیستم در حوزة زبان و ادبیات در پی آن بودند با تحلیل ساختار انواع ادبی و استخراج مشابهتها و تحلیل ساختار آنها در قالب چند فرم بسیط، چارچوبی مستدل و قاعدهمند با عنوان «دستور زبان» برای آن فرم عرضه کنند. از جمله فرمهای مورد نظر چیستان بود؛ لکن هیچگاه چنین دستوری هیچگاه محقق نشد؛ با این حال، به نظر میرسد میتوان با تحلیل ساختار چیستانهای مختلف و درکنار هم قرار دادن مؤلفههای پرکاربرد آن، عناصر مکرر و عام آن دستور زبانی برای این فرم تدوین کرد.
بر این اساس در پژوهش حاضر، ضمن بررسی و تحلیل تعریف چیستان و پیوند آن با دیگر قالبها از جمله معما، کنایه و استعاره، با روش استقرایی مبتنی بر توصیف و تحلیل، مؤلفههای پرتکرار را در ساختار چیستان، استخراج کردهایم. حاصل پژوهش نشان میدهد، علاوه بر جنبة «پرسشی»، شش عنصر پارادوکس، تقابل، استعاره، تشبیه، تشخیص و جاندارپنداری و باهمآیی عناصر مبنایی چیستان هستند؛ چه بسا چیستانی یکی از این عناصر یا دو، سه و... یا هر شش عنصر را به کار گرفته باشد. بر این اساس میتوان بر مبنای کاربرد عناصر مذکور، ۶۴ صورت برای دستور زبان چیستان در نظر آورد، لکن تحلیل چستانهای متعدد نشان میدهد پنچ الگو بسامد بیشتری دارند. در این پنج الگو باهمآیی مؤلفه اصلی است؛ ضمن اینکه استعاره، پارادوکس و تشخیص نیز در چهار الگو به کار رفته است
معرفی چهار نظریهی بینارشتهای طنز(بررسیِ مفهومی و کاربردی برای تحلیل شعر طنز)
https://doi.org/10.30465/lir.2025.51709.2009
یحیی عطائی
چکیده این مقاله با رویکردی نظریـتحلیلی و روش کیفیـتوصیفی، چهار نظریة برتری، ناهمخوانی، تسکین و برچسبگذاری را در تحلیل طنز ادبی تلفیق میکند. هر نظریه وجهی خاص از سازوکار طنز را توضیح میدهد: نظریة برتری که ریشه در فلسفة یونان دارد طنز را حاصل احساس برتری و مشاهدة ضعف دیگران میداند؛ نظریة ناهمخوانی طنز را واکنشی به تضاد ناگهانی میان انتظار و واقعیت میشناسد؛ نظریة تسکین نقش طنز را با رویکردی روانشناختی در کاهش تنشهای درونی و تخلیة هیجانات سرکوبشده توضیح میدهد؛ و نظریة برچسبگذاری با خاستگاه جامعهشناختی، کارکرد طنز را در نقد و بازتعریف برچسبها و هنجارهای اجتماعی بررسی میکند. تحلیل نمونههایی از شعر فارسی و انگلیسی نشان میدهد که این نظریهها بهصورت مکمل ظرفیت تبیین چندلایة طنز را فراهم میآورند. یافتهها نشان میدهد که طنز فراتر از جنبة سرگرمی، ابزاری انتقادی برای بازتاب ناکارآمدیها، بازتعریف قدرت و مواجهه با فشارهای روانی است و نقشی محوری در دگرگونسازی هنجارها و کلیشههای اجتماعی دارد. ترکیب این چهار نظریه چارچوبی جامع برای فهم چیستی، ساختار و کارکردهای طنز فراهم میسازد و امکان تحلیل عمیقتر آن را در حوزههای ادبی، فرهنگی، سیاسی و روانشناختی میسر میکند و مسیرهای تازهای برای پژوهشهای آینده در طنزپژوهی میگشاید.
نقشهای زبانی در گفتمان شخصیتهای اصلی ایرانی و تورانی درمواجههبا سیاوش در شاهنامۀ فردوسی: مطالعهای از منظر رویکرد ارتباطی یاکوبسن
https://doi.org/10.30465/lir.2025.50047.1923
موسی غنچه پور؛ زهرا ایرانمنش؛ رضا اسفندیار پور
چکیده انسانها بهطور مداوم در تعاملبا یکدیگر هستند و در این ارتباط اجتماعی برای انتقال معنا و مفهوم مورد نظر خود، از نقشهای زبانی استفاده میکنند. در این پژوهش گفتمان شخصیتهای اصلی ایرانی و تورانی با سیاوش در شاهنامۀ فردوسی براساس رویکرد ارتباطی یاکوبسن (1960 & 1995) بررسی میشود تا روشن شود که در این گفتمان به چه میزان از هریک از نقشهای زبانی عاطفی، ترغیبی، همدلی، ارجاعی، ادبی و فرازبانی در جهت انتقال مفاهیم و اندیشهها استفاده شده است و کدام یک از نقشهای زبانی در داستان سیاوش فراوانی بیشتری دارد. در این پژوهش توصیفی ـ تحلیلی، نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام میگیرد و ابزار تحقیق، نمونبرگ متشکل از نقشهای الگوی ارتباطی زبانی یاکوبسن است. نتایج نشان میدهد که در گفتمان ایرانیان (کیکاووس، سودابه، رستم) با سیاوش، غالبترین نقش زبانی ترغیبی است، حالآنکه در گفتمان تورانیان (افراسیاب، پیران، گرسیوز و فریگیس) با وی، برجستهترین نقش مربوطبه همدلی است. یافتهها مؤید آن است که شخصیتهای اصلی ایرانی از زبان برای تأثیرگذاردنبر سیاوش و ترغیب او به پذیرش دیدگاههای خود استفاده کردند، حال آنکه شخصیتهای اصلی تورانی زبان را برای ایجاد همبستگی، نزدیکترشدن به سیاوش و ایجاد فضای صمیمی با وی به کار بردند.
