<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های بین رشته ای ادبی</title>
    <link>https://lir.ihcs.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های بین رشته ای ادبی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 21 Apr 2021 00:00:00 +0430</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 21 Apr 2021 00:00:00 +0430</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نگرش مولانا به ناهنجاری‌های جنسی و هویت‌های دیگرگونۀ جنسی در مثنوی</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_5864.html</link>
      <description>مثنوی مولانا جلال‌الدین رومی دایره‌‌المعارف فرهنگ ایرانی- اسلامی است. این اثر به دلیل اشتمال بر داستان‌های متعدد و نیز به دلیل تعمق مولانا در مسائل روان‌شناختی، اثری مهم و قابل تأمل است. بر این اساس در این تحقیق اختلالات جنسی و مسألۀ هویت‌های جنسی متفاوت (دگرباشان) -که به دلیل عرفی کمتر به آن توجه شده است- بررسی می گردد. سؤال تحقیق این است که مولانا کدام ناهنجاری‌های جنسی را در لابلای حکایات بیان کرده است و دیدگاه او دربارۀ دگرباشان چیست؟ هدف تحقیق این است که دقت نظر مولانا دربارۀ اختلالات جنسی بیان شود و در عین حال به روش تحلیلی &amp;amp;ndash; توصیفی نقدی بر دیدگاه او و هم‌عصرانش دربارۀ هویت‌های جنسی دیگرگونه مطرح شود. این تحقیق نشان می‌دهد که گونه‌های مختلفی از اختلالات جنسی از سوی مولانا در پردۀ طنز و حکایت طرح و نقد شده است. از آن جمله: هم‌جنس‌گرایی، پدوفیلی، بستیالیتی، بهره‌کشی جنسی، اختگی، مبدل‌پوشی و... . همچنین دو هویّت جنسی برای مولانا و هم‌عصران او غریب بوده و نکوهش شده است، این دو گروه &amp;amp;laquo;مخنّث&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سَعتَری&amp;amp;raquo; نامیده شده‌اند و همان است که امروزه ترانس‌سکسوال و لزبین نامیده می‌شوند. مولانا این خوی همجنس‌گرایی و رفتارهای منوط به آن را در این دو طیف، ذاتی &amp;amp;ndash; معادل مادر زاد و ژنتیکی- دانسته؛ عملکردی که درون آن تناقضی آشکار نهفته است و امروزه می‌توان دربارۀ آن تأمل و تجدید نظر کرد. معرفی این دو جنسیت، آن‌گونه که در این مقاله آمده تا کنون صورت نگرفته و می‌تواند زمینۀ تحقیقات مرتبط دیگری را فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی نقش گرگ در اسطوره‌های ملل و اسطوره‌های ایرانی</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_5862.html</link>
      <description>گرگ از قدیمترین روزگاران در بیشتر اقلیم‌های جهان با بسیاری از اقوام زیسته و در اساطیرآنها جنبه‌های نمادین گسترده‌ای یافته است. گرگ همزاد انسان از بدو آفرینش و همراه او در جهان پس از مرگ است. گرگ؛ نیای باستانی، پرورش‌دهنده، هدایت‌کننده و راهنماست و توان بارورسازی، حمایت و محافظت دارد و در نقش توتم نیز ظاهر شده است. این نقش‌های گرگ را در بین اقوام شرق و غرب سرزمین ایران، به ویژه در بین رومیان، ترکان و مغولان به صورت بارز و برجسته‌ای می‌توان دید، اما در فرهنگ ایرانی چنین خویشکاری-هایی را یا هرگز نداشته یا فروگذاشته است. برجسته‌ترین نقش گرگ را در متون حماسی فارسی و در پیوند با تورانیان (ترکان) می‌توان دید. در این پژوهش به روش کتابخانه‌ای نقش گرگ در اساطیر و به روش تطبیقی در فرهنگ ملل (به ویژه رومیان، ترکان و مغولان) و ایران بررسی خواهد شد. در این پژوهش در حوزه مطالعات میان رشته‌ای اسطوره شناسی و ادبیات و در پی یافتن پاسخ این پرسش‌هاست: خویشکاری‌های گرگ در اساطیر سایر را کدام موجودات اسطوره‌ای در فرهنگ ایرانی دارند؟ به عبارت دیگر جانشین گرگ در اساطیر ایران کدام موجود است؟ بر طبق این پژوهش، تنها پاره‌ای از نقش‌های گرگ را در اسطوره‌های ایرانی می‌توان دید. در حالی که هیچ موجودی چنین نقش‌های جامع و گسترده‌ای ندارد، بخش عمده‌ای از این نقش‌ها را سیمرغ ایفا می‌کند. البته همتاانگاری سیمرغ و شاهین (وارغن)، این حضور را پررنگ‌تر جلوه می‌دهد. بخش دیگر خویشکاری‌های گرگ در اسطوره‌های سایر ملل را شیر و بهرام در اساطیر ایرانی بر عهده دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روابط بینامتنی اشعار بحتری با تاریخ، فرهنگ و هنر ایرانی</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_5902.html</link>
      <description>دیوان بحتری مشتمل بر قصاید وصفی و مدحی فراوانی است که به اشکال گوناگون تاریخ، فرهنگ و هنر ایرانی را بازآفرینی می‌کند و به فراخور مضمون و بافت کلام پادشاهان بزرگ، آلات موسیقی، معماری، لباسها و اسامی شهرهای ایرانی و غیره بازنمایی کرده‌است. لذا مطالعه و بررسی چگونگی و چرایی تأثیرپذیری بحتری از فرهنگ و تمدن ایرانی از اهمیت بسزایی برخوردار است. در پژوهش حاضر از رویکرد بینامتنیت که با خوانشی تفسیری تأثیر و تأثر متون از یکدیگر را واکاوی می‌کند به مطالعه دیوان بحتری پرداخته‌شده است. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای منابع کتابخانه‌ای است. بدین ترتیب که ابتدا دیوان بحتری مورد مطالعه قرار گرفته است و شواهد تأثیر پذیری او از فرهنگ و تمدن ایرانی استخراج شده است. سپس بر اساس نظریه باختین و مایکل ریفاتر تحلیل شده است. مهمترین پرسش این تحقیق بررسی اَشکال تأثیر پذیری بحتری از تمدن ایرانی است. نتیجه این بررسی حاکی از آن است که بحتری با ذکر جغرافیای سرزمین ایران و به نیکی یاد کردن از شهرهای آن در اشعار خود، برای خوشامد ممدوحان ایرانی خویش از جغرافیای ایران به نیکی یاد کرده است. همچنین وی با همانندپنداری ممدوحان خود به شاهان و وزیران ایرانی، منظومه‌ای ‌توصیفی از سلاطین ایرانی با معنابن قدرت و سلطنت تشکیل می‌دهد و بر شجاعت و دلاوری فرماندهان ایرانی تأکید می‌کند. همچنین شاعر در ضمن توجه به انواع هنر ایرانی همانند موسیقی، معماری رمز ماندگاری سروری ممدوحانش بر ایرانیان را در اهتمام آنان در حفظ و احیاء آیین و رسوم ایرانی می داند</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تیپ شخصیتی قهرمان رمان"ساق البامبو" براساس تئوری آنیاگرام (از منظر تیپ‌شناسی، سطوح سلامت و تیپ ثانویه)</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6313.html</link>
      <description>روانشناسان برای شناخت شخصیت‌ها، روش‌های گوناگون را ارائه داده‌اند که هریک از زاویه خاصی به موضوع می‌نگرند. آنیاگرام (Ennea gram) یکی از این الگوهای شناخت شخصیت در روانشناسی نوین است. الگوی تیپ‌شناسی آنیاگرام دارای9 تیپ شخصیتی: اصلاح‌طلب، کمک‌گرا، موفقیت‌طلب، فردگرا، فکور، محتاط، خوشگذران، رهبر و صلح‌طلب است که با به کارگیری آن می-توان نوع تیپ شخصیتی هر فرد را تشخیص داد. سعود السنعوسی(1981-) ازجمله رمان‌نویسان معاصر کویت به شمار می‌آید. یکی از مطرح‌ترین رمان‌های او "ساق‌البامبو" است که مسئله کارگران مهاجر آسیای شرقی در کویت و بحران‌های اجتماعی و مسائل روانی ایشان را دستمایه اصلی داستان خویش قرار داده است. پژوهش پیش روی با تکیه بر روش توصیفی ـ تحلیلی و آماری تلاش می-کند تا ویژگی‌های شخصیتی عیسی قهرمان اصلی رمان ساق‌البامبو را براساس تئوری آنیاگرام از3 زاویه تیپ‌شناسی، تعیین سطوح سلامت و تشخیص تیپ ثانویه تحلیل نماید. نتایج پژوهش حاکی از آن است که عیسی دارای تیپ4 (فردگرا) می‌باشد و تیپ ثانویه و تکمیل‌کننده وی، تیپ5 (فکور) است. همچنین سطح سلامت عیسی با 91 بسامد در سطح حد وسط سلامت به طرف ناسالم می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سبک زنانه در متون لالایی</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_5940.html</link>
      <description>زبان بازنمای قواعد عام‌تر اجتماع است که در آن طبقات و دسته‌های مختلفی زندگی می‌کنند از این رو با شناخت خصوصیات زبان دوجنس، می‌توان آن دو را از هم تمییز داد. لالایی‌ها، یکی از انواع ادبیات منظوم عامه‌اند که درواقع آن‌ها را باید متونی کاملاً زنانه به‌حساب آورد. بررسی سبکی متون زنانه با روش‌های زبان‌شناسی برای حصول خصوصیات و شاخصه‌های گونة زبانی زنانه و درنتیجه نقد علمی این آثار، اهداف اصلی سبک‌شناسی زنانه را تشکیل می‌دهند. این جستار در چارچوب تحلیل فمینیستی قصد داشته تا سطوح مختلف زبانی و فکری لالایی‌های عامیانه را سبک‌شناسی کند. در این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی _ تحلیلی دریافتیم که لالایی‌های عامه سرشار از وجه عاطفی و احساسی مادرانه‌اند که این مهم در سطوح مختلف آوایی، واژگانی، نحوی و کاربردی نمایان است. زبان ساده و روان لالایی‌ها تجلی‌گاه تفکرات سادة زنان قدیم است که موجد نحوی شاخص شده است. عامل قدرت مردان در طول تاریخ باعث شده تا زنان نسبت به جنس مؤنث، تفکری مردانه داشته ‌باشند و هویت خود را وابسته به مردان بدانند. این نوع نگرش در گفتمان لالایی‌های سنتی منعکس ‌شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل مشخصه‌های پوپولیسم در داستان «قلعۀ حیوانات»؛ اثر جورج اورول</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6314.html</link>
      <description>پوپولیسم ، ازجمله مؤلفه‌های مطرح در علوم اجتماعی و سیاست است که با تأکید بر محوریت نقش و خواست عامۀ مردم و با شعار دفاع از حقوق ازدست‌رفتۀ ایشان در مقابل طبقۀ روشنفکر حاکم، به اشکال گوناگون بر ذهن و قلم نویسندگان در حوزۀ ادبیات داستانی تأثیر نهاده‌است. پوپولیسم دارای مشخصه-های مثبتی است که در بشتر موارد بر اثر برخی انحرافات، چهره‌ی کاملاً منفی‌ای را به‌‌خود می‌گیرد، تا جایی که این بازخورد متضاد، مشخصه‌های واقعی پوپولیسم تلقی می‌گردند. داستان قلعه حیوانات اثر &amp;amp;laquo;جورج اورول &amp;amp;raquo; یکی از نمودهای روشن نظام اجتماعی پوپولیستی‌ در ادبیات داستانی است که نویسنده در نگارش آن، با استفاده از قالب &amp;amp;laquo;فابل &amp;amp;raquo; و ترسیم شخصیت‌های نمادین حیوانی، یک جنبش مردمی با چهرۀ پوپولیستی را در داستان خود الگوبرداری کرده ‌است. در این مقاله که با روش تحلیلی- تطبیقی است، کوشش شده است که ضمن بررسی و اثبات وجود مشخصه‌های پوپولیسم در متن داستان &amp;amp;laquo;قلعه‌ی حیوانات&amp;amp;raquo;، روند تغییر کارکرد مشخصه‌های آن و الگو گرفتن این داستان از یک انقلاب پوپولیستی بررسی و تبیین گردد. نتایج این این مقاله حاکی از این امر است که این داستان در واقع ترسیم کنندۀ یک نظام پوپولیستی است که در روند آن مشخصه‌های مثبت پوپولیسم به مرور تبدیل به مشخصه‌هایی منفی می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل چهار ترجمه انگلیسی از گزیده اشعار بوستان سعدی با استفاده از نظریه کتفورد</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_5949.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی تطبیقی چهار ترجمه فارسی به انگلیسی گزیده اشعار بوستان سعدی، شاعر و نویسنده نامدار ایرانی، که توسط کلارک (۱۸۷۹)، دیوی (۱۸۸۲)، ادواردز (۱۹۱۱)، و ویکنز (۱۹۸۴) انجام شده-اند، با استفاده از نظریه کتفورد (۱۹۶۵) است. پنج شعر از بوستان سعدی توسط پژوهشگران به صورت تصادفی انتخاب و هر مصرع پس از بررسی، در دسته‌بندی مشخص شده توسط کتفورد (1965)‌، یعنی تغییر صوری در سطح واژگانی، تغییر مقوله‌های دستوری، تغییر واحد، تغییر ساختار، و تغییر درون‌زبانی قرار گرفت. برخی از مصرع ها در بیش از یک دسته‌بندی قرار گرفتند چرا که بیش از یک تغییر در آن‌ها رخ داده بود. یافته‌ها نشان داد که تغییر ساختار بیشترین کاربرد را در ترجمه هر چهار مترجم داشته است، و پس از آن، تغییر صوری در سطح واژگانی و تغییر به واحدی بزرگتر، به ترتیب بیشترین بسامد و کاربرد را داشتند. علاوه بر این، یافته های این پژوهش بیانگر این موضوع بود که هر چهار مترجم رویکرد مشابهی را در رابطه با این تغییرها در ترجمه اشعار انتخابی اتخاذ کرده اند. همچنین براساس نتایج بررسی، می‌توان اینگونه استدلال کرد که تغییر ساختار و تغییر صوری در سطح واژگانی، عمدتاً در ترجمه های مورد مطالعه اجتناب‌ناپذیر بوده اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش تأملی «پیر چنگی» در زمان و حکایت پل ریکور</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_5939.html</link>
      <description>از دیدگاه هرمنوتیک تأملی، نقل قصه و روایت حکایت متعلق به دو دنیای گفتمانی متفاوت است. هر چند هیچ روایتی بدون کنش و تهی از زمان نیست، ولی تحلیل انتقادی حکایت، پیش‌انگاشت هم‌سویی و هم‌گونی کنش و زمانِ آن را با قصه متعارض می‌سازد. به طوری که می‌توان گفت چالش حکایت، واداشتن زبان به پیروی از اندیشه و استعارگی فهم و دغدغة قصه، عمق‌بخشی به یکپارچگی زبان و رویدادانگاری داستان است. آن‌چه که اندیشة نوشتار حاضر حول محور آن می‌گردد در نافذترین شکل خود در دقایق سه‌گانة زمان و حکایت &amp;amp;laquo;پل ریکور&amp;amp;raquo; فرانسوی مطرح شده است. او با تحلیل انتقادی ماهیت کنش و زمان در عرصة محاکات می‌گوید: هم-بستگی تنگاتنگ بین محاکات و پیرنگ سبب‌ شده نظریه‌پردازان ادبی متوجه حضور مؤلفه‌ای پنهان بنام &amp;amp;laquo;آفرینش&amp;amp;raquo; که حکایت را برخلاف قصه سرشار از اندیشندگی می‌کند نشوند و کنش و بازنمود آن در قصه را با بازعمل‌آوری کنش در حکایت یکسان پندارند. پنداشت اخیر سبب غفلت از پیکربندی و فهم عملی حکایت شده خصیصه‌هایی را نادیده می‌گیرد که این سنخ ادبی را در مقابل قصه قرار می‌دهد. پژوهشگران مقالة حاضر با استفاده از رهیافت‌های وی روایت &amp;amp;laquo;پیر چنگی&amp;amp;raquo; را که از داستان‌های مشترک عطار و مولوی است به شیوة تحلیلی- محتوایی مقایسه کرده در مواجهه با این سؤال که کدام خصیصه‌های روایتی قادر است قصه و حکایت را از هم متمایز سازد به این برآیند رسیده‌اند که حکایت‌ برخلاف قصه، فربه از &amp;amp;laquo;برون‌گستری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فهم عملی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;خودآیینی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شاکله‌سازی&amp;amp;raquo; است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی شخصیت «طوبا» در رمان طوبا و معنای شب بر مبنای «مثلث کارپمن»</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_5950.html</link>
      <description>مثلث کارپمن یک الگوی اجتماعی یا روان‌شناختی است که تعاملِ بین افراد را در یک تحلیل تراکنش، که توسط استفان کارپمن طراحی شده است، توضیح می‌دهد. این الگو سه نقش روان‌شناختی را که معمولا افراد ناخودآگاه در موقعیت‌های روزمره اشغال می‌کنند، بیان می‌کند؛ در مدل ترسیمی مثلث کارپمن سه ضلع وجود دارد. یک ضلع به نام ناجی، ضلعی به نام قربانی و ضلع دیگر با عنوان آزارگر. هر شخص یک نقش اصلی و آشناترین نقش را دارد کارپمن این موقعیت را دروازه شروع می‌نامد. اگرچه هر کسی نقشی دارد که بیش‌ترین آشنایی را با آن دارد، اما وقتی فرد روی مثلث قرار گرفت، به طور خودکار از طریق تمام موقعیت‌ها می‌چرخد و نقش‌ها را تغییر می‌دهد. مقاله پیش‌رو مبتنی بر رویکرد تحلیلی روانکاوانه تلاش خواهد کرد تا شخصیت طوبا را بر اساس مثلث کارپمن تببین نماید. آنچه از بازخوانی شخصیت طوبا در رمان برمی‌آید این است که شخصیت طوبا بر اساس مثلث کارپمن حالت چرخشی دارد. و در هر سه نقش جا به‌ جا می‌شود و در هر سه جایگاه ایفای نقش می‌کند. از ناجی به قربانی جهت گیری می کند و از قربانی به آزارگری که این پرسه تقریبا تکرار می‌شود و بیش‌تر در نقش آزارگر و قربانی ظاهر می‌شود. طوبا در مثلث کارپمن گیر می‌ا‌فتد و در واقع اسیر باز‌های روانی می‌شود که حاصلی جز استیصال و درماندگی ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش قاعدۀ«کم کوشی زبانی» در شکل‌گیری زبان محاوره‌ی مجموعهٔ یکی بود و یکی نبود</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_5502.html</link>
      <description>یکی از برجسته ترین رویدادهای زبانی در عصر مدرن و همزمان با تغییر و تحولات بنیادین در نحوه تفکر و شیوه زیست آدمیان حرکت زبان به سمت کم‌کوشی و میل به اختصار و ایجاز است. در تعاریف زبانشناختی، به قوانین و قواعد ناظر بر تحولات آوایی و صرفی زبان که به راحت‌تر شدن بیان و ساده‌تر شدن شکل و ساختار جملات و عبارات در فرآیندهای ارتباطی منتج می‌شود، &amp;amp;laquo;قانون صرف کمترین انرژی در گفتار و نوشتار&amp;amp;raquo; اطلاق می شود. یکی از مهمترین تأثیرات این قاعده بر صورتهای زبانی، خروج از معیارهای رسمی و کلیشه‌های تثبیت شده سنتی و حرکت تدریجی به سمت ساحتهای محاوره و غیر رسمی است. در این مقاله نشان داده‌ایم که یکی از عوامل تأثیر گذار در شکل گیری زبان محاوره محمدعلی جمالزاده تبعیت ذهن و زبان ایشان از قاعده کم‌کوشی زبانی است. بر این اساس پاره‌ای از فرآیندهای کم کوشانه زبانی را درسطح ارکان مختلف جمله، در نخستین مجموعه داستانی جمال‌زاده-&amp;amp;laquo;یکی بود و یکی نبود&amp;amp;raquo;- مورد بررسی قرار داده‌ایم و برآیند مقاله نیز فرضیه مزبور را تأیید کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی سفرنامه بیابان و کشتزار اثر گرترود بل بر اساس نظریه‌ی شرق‌شناسی ادوارد سعید</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6308.html</link>
      <description>گرترود بل، جهانگرد و سفرنامه‌نویس انگلیسی، سال‌های زیادی از عمر خود را در خاورمیانه و در کشورهای مختلفی همچون ایران، عربستان، سوریه، اردن و فلسطین سپری کرد. وی به علت نگارش چندین سفرنامه‌ و ترجمۀ گزیده‌ غزلیات حافظ به زبان انگلیسی نه تنها چهره‌‌ای ادبی بود، بلکه نوشتارهای او پوشش و بهانه‌ای برای پیشبرد فعالیت‌های جاسوسی دولت بریتانیا محسوب می‌شوند. در این میان، سفرنامۀ بیابان و کشتزار (1907) از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این سفرنامه نه تنها در اروپا به محبوبیت دست یافت، بلکه می‌توان ادعا کرد که زمینه‌ی اشغال فلسطین و سیاست‌های امپریالیستی و مداخله‌جویانه‌ی بریتانیا در دهه‌های بعدی قرن بیستم در خاورمیانه را تضمین کرد. بنابراین، مطالعۀ حاضر به بررسی و تحلیل سفرنامۀ پیش‌گفته می‌پردازد و با استفاده از خوانش تاریخ‌باوری نوین و نظریه‌ی شرق‌شناسی ادوارد سعید، خوانشی شرق‌شناسانه از سفرنامه‌ی بل ارائه می‌دهد تا گفتمان شرق‌شناسی اثر، که فرآیند دیگری‌سازی اعراب و برتری فرهنگی غربی‌ها بر شرقی‌ها را دربرمی‌گیرد، مورد واکاوی و ارزیابی نقادانه قرار گیرد. بر اساس مفهوم شرق شناسی ادوارد سعید می‌توان نتیجه گرفت که گرترود بل در مواجه با فرهنگ و اهالی شرق به خصوص منطقه خاورمیانه بی‌طرف نبوده و صادقانه به روایت ماجرا نپرداخته است و نشان می‌دهد او بیشتر به عنوان یک فعال سیاسی در حوزه شرق و کشورهای خاورمیانه برای زیر سلطه بردن کشورهای مشرق زمین زیر سلطه غرب فعالیت می‌کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش فاعلی شاعردر آفرینش شعر براساس بازخوانیهای متفاوت ازنظریه فلسفی -هنری میمسیس</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_5863.html</link>
      <description>تقلید به وسیله‌ی تصویر، رفتار، نمایش و گفتار در فرهنگ برخی از ملل باستان، بیانگر نوعی باور به وحدت یافتن با پدیده‌ها و قداست هستی از رهگذر این تقلید بود. افلاطون این واژه را برای طرح نظریه‌ای ادبی و در جهت مخالفت با هنرهای تقلیدی ، به کار برد. تأثیر نظریه‌ی میمسیس سبب گشته که در هر دوره‌ای از تاریخ نقد هنری وادبی اروپا و جهان اسلام ، طرحی از این نظریه جلوه‌گر باشد و نگاه‌های متفاوت به آن، نظریات جدیدی به وجود آورد. در این نوشتار تلاش شده در یک بررسی تطبیقی از رهگذر مطالعه‌ی کتابخانه‌ای و شیوه‌ی توصیفی- تحلیلی، نقش فاعلی هنرمند در آفرینش اثرهنری را بر اساس نظریه‌ی میمسیس از دیدگاه افلاطون، ارسطو و نو افلاطونیان شرح دهیم. در این میان نظرات اندیشمندانی همچون دموکریت، سیدنی، کالریج، بندتوکروچه، والتر بنیامین، تئودور آدورنو، گادامر، و نیز مطرح گشته و به طور تطبیقی بررسی شده‌اند. این بررسی تطبیقی نشان می دهد که نقش فاعلی شاعربراساس نظریه میمسیس درنظرافلاطون نقشی منفی وبازدارنده از حقیقت است اما فلوطین دربازخوانی خودازاین نظریه نه تنها نقش ادراک حاصل از سلوک را درآفرینش هنری بیان کرده بلکه همچون کروچه ادراک شهودی را بدون قدرت تجسم وبیان، شهودهنری ندانسته است. ارسطو نقش فاعلی شاعر راکشف وساخت زوایای طرح آفرینش شعری دانسته که ازرهگذرمیمسیس با نوع نگاه ، ادراک وترکیب وتصرف درپدیده ها حاصل می شود.نقش فاعلی شاعربراساس بازخوانیهای آدورنووبنیامین ازاین نظریه همانندسازی ویکی شدن با طبیعت ودرنظرگادامر بازشناسی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحول معنایی عقل و عشق در شعر داستانی فارسی و برداشت امروزین (فردوسی، نظامی، مولوی)</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6312.html</link>
      <description>چکیده:عقل و عشق دو اسم معنا هستند و مثل اغلب اسامی معنا، مفهومی کشسان داشتهاند. فیلسوفان و عارفان و شاعرانِ حکیم هرکدام به نوعی در تعریف و تحدید حدود یا تعریض حدود آنها سخن گفتهاند. در قالب یک نگاه بین‌رشته‌ای، ادبیات از یک سو، فلسفه (و روان‌شناسی شناخت)، از سوی دیگر، این مقاله در قالب یک تحلیل محتوای مقایسه‌ای، سیر تحول معنایی این دو واژه را در شاهنامه، پنج‌گنج و مثنوی پی می‌گیرد و از دلیل تفاوت دو مقام گفتار و کردار در اقبال به آنها پرسش می‌کند. بنا بر آنچه یافته شد، فردوسی عقل و عشق را در معانی نزدیک به عرف عمومی کاربرد آنها به کار گرفته؛ نظامی عشق بشری و زمینی را در اعلی درجۀ آن توضیح و بازنمایی کرده است و اشارات اولیه و بسط نایافته‌ای هم به مفاهیمی چون &amp;amp;laquo;عقل کلی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عقل تحت هدایت وحی&amp;amp;raquo; داشته است؛ مولوی در این کار به شکلی شاخص شالوده‌شکن بوده و معانی معنوی و آیینی به‌کلی متفاوتی بر این مفاهیم حمل کرده که تا مرز اشتراک لفظی پیش رفته است. در قالب یک تناقض‌نما، تعابیر مولوی از عقل و عشق، تاحدی به دلیل روش غیراستدلالی آن و دشواری درک و سختی اجرا، در یک فضای گفتاری اشرافیت معنوی محدود شد و کاربرد عمومی و عملی این دو مفهوم به نگاه و نمادپردازی اعتدالی نظامی و به ویژه فردوسی نزدیک ماند؛ در حالی‌که از حیث اشتهار و احترام ماجرا برعکس این است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مفهوم مستثنی بودن آمریکایی در رمانهای تروریست (2006) و مردم گرانقیمت (1968)براساس نظام گفتمانی کنشی</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6310.html</link>
      <description>در این مقاله گفتمان کنشی در رابطه با مفهومی مطرح در ادبیات معاصر آمریکا تحت عنوان مستثنی‌بودن آمریکایی در دو رمان معاصر آمریکایی مورد بررسی قرار می‌گیرد. مفهوم مستثنی‌بودن آمریکایی یکی از شناخته شده ترین مفاهیم معاصر در ادبیات و هنر و فرهنگ معاصر امریکا است. براساس این مفهوم، آمریکا و مردم آن و فرهنگ آمریکایی در مقایسه با سایر فرهنگ‌ها و کشورهای دنیا استثنایی و منحصربفرد هستند و ترویج این ایده در دهه‌های اخیر در رسانه ها، فیلم های هالیودی و ادبیات داستانی آمریکا کاملا مشهود است. در این مقاله نگارنده می کوشد تا با استفاده از تحلیل نظام گفتمانی کنشی که خاستگاهی نشانه شناختی دارد به خوانش دقیقتری از مفهوم مستثنی بودن آمریکایی دست یابد. جهت ارائه این تحلیل بازنمود و بروز این تفکر و نگرش در دو رمان معاصر ادبیات داستانی به طور اجمالی بررسی می شوند تا زوایای انعکاس این مفهوم در ادبیات معاصر آمریکا تا حدودی مشخص شود. رمان تروریست اثر آپدایک (2006) و رمان مردم گرانقیمت اثر اوآتس (1968) دارای درونمایه مشترکی در این زمینه هستند. هر دو رمان با اتکا به مفهوم مستثنی بودن امریکایی گفتمانی کنشی را فراهم می سازند که به طور اجمالی در این مقاله بررسی می‌شود. مبنای تحلیل پژوهش حاضر، نقد روایت اصلی رمان‌های فوق و بررسی نقش کنش و کنش‌گران آنها در تحول معنا در چهارچوب نظام گفتمانی کنشی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش پسااستعماری فرانتس فانونی نمایشنامه‌های «رقص جنگل‌ها» و «مرگ و سوارکار شاه» اثر وله سوینکا</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6311.html</link>
      <description>نمایشنامه‌های "رقص جنگل‌ها" و "مرگ و سوارکار پادشاه" آثار وله سوینکا، نویسنده مطرح اهل نیجریه هستند. وله سوینکا در رویکردی منحصربه‌فرد، با به نمایش گذاشتن شرایط زندگی بومیان و تقابلات فرهنگی آنان با استعمارگران غربی انزجار خود را از استعمار غرب به تصویر می‌کشد و درعین‌حال در مورد خطر فروپاشی اجتماعی و اضمحلال هویت ملی براثر تعقیب کورکورانه سنت‌های بومی و همچنین وقوع استعمار داخلی هشدار می‌دهد. فرانتس فانون از نظریه‌پردازان مطرحی است که با دو نگاه سیاسی و روان‌شناختی به بررسی استعمار، انواع شیوه‌های آن و عوارض و عواقب آن پرداخته است. این مقاله، با بررسی دو نمایشنامه که یکی از آن‌ها در جشن آزادسازی نیجریه اجرا شد، به تعارضات و مسائل ملتی که سعی در بازیابی الگوهای کهن خود را دارد پرداخته و همچنین کوشش کرده است که احساس دوگانه‌ی وله سوینکا را نسبت به این بازیابی نشان دهد و ریشه آن را نیز پیدا کند.هر دو اثر انتخابی از سوینکا نشان‌گر آن هستند که وی نیز مانند فانون می‌خواهد که این تقابل فرهنگی، تبعیض و جدالِ همیشگی به صلحی ختم شود که شکوفایی آینده همه ابنای بشر در آن نهفته است. بررسی این آثار بر ما روشن می‌سازند که فرد استعمارکشیده باید با گذشته و حالش به صلح برسد، بر آنچه آینده را می‌سازد تمرکز کند تا بتواند آینده شکوهمندی را برای کشورش و هم‌وطنانش رقم بزند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اقتباس فیلم هامون از رمان بوف کور بر اساس نظریه زمان روایی ژنت</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6309.html</link>
      <description>اقتباس فیلم ها از آثار ادبی تقریبا از اوایل پیدایش سینما وجود داشته است. فیلم هامون ساخته داریوش مهرجویی نیز با تکیه بر اقتباس، بر اساس رمان معروف بوف کور نوشته صادق هدایت ساخته شده است. هدف اصلی این پژوهش، مقایسه‌ی عنصر زمان در رمان بوف کور و اثر سینمایی مقتبس از آن یعنی فیلم سینمایی هامون است. روش مورد استفاده در این پژوهش تحلیلی-توصیفی است که مبنای آن توصیف گزاره می باشد و بر اساس نظریه‌ی زمان روایی ژرار ژنت به رشته تحریر در آمده است. این مقایسه در بخش مضمون و محتوای کلی دو اثر و خاص‌تر بر اساس نظریه زمان روایی ژنت در بخش‌های ترتیب، تداوم و بسامد انجام شده است. نتایج حاکی از آن است که 1- در برگردان بوف کور به فیلم هامون، حالتی میانه مورد توجه قرار گرفته که هم بر اصالت و استقلال اثر مقتبس و هم بر اصالت و استقلال اثر منبع تاکید می‌شود. 2- در بخش مضمون، از این جهت که هر دو اثر، روایت زندگی انسانی است که از محیط و انسان های اطراف خود خسته شده و به انزوا کشیده شده است و به رویا و ضمیر ناخودآگاه پناه می برد، بسیار به هم نزدیک است. 3- هیچ یک از دو اثر از نظم و ترتیب زمانی خاصی تبعیت نمی‌کنند و به شیوه‌ی زمان پریشی، روایت می‌شوند</description>
    </item>
    <item>
      <title>مضمون شناسی آثار هنرمندان کرد «ایران، عراق، سوریه » از منظر نقد تخیلی گاستون باشلار با موضوع کرونا</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6316.html</link>
      <description>کرونا، ویروس ناشناخته‌ای است که همه مرزهای طبیعی و انسانی را پشت سر گذاشته است. مرگ دردناک ناشی از این ویروس وعدم شناخت آن، باعث هراس دوچندان در جامعه شده است. یکی از مهم‌ترین عواقب شیوع ویروس کرونا، ایجاد اضطراب اجتماعی در سراسر جهان است و ترس از قرار گرفتن در معرض بیماری، منجر به رفتارهای غیرمعمول در جامعه شده است. ویروس کرونا، هنرمندان کرد را در گوشه‌کنار جهان تحت تأثیر قرار داده و باعث انعکاس آن در آثارشان شده است.هدف این پژوهش بررسی و تحلیل پیامدهای کرونا، در ﭼﺎرﭼﻮﺑﻲ ﻏﻴﺮ از ﻣﺎﻫﻴﺖ اصلی آن، به‌عنوان ﻣﻀﻤﻮن هنری در آثار هنرمندان کرد در کردستان &amp;amp;laquo;ایران، عراق، سوریه، ترکیه&amp;amp;raquo; از منظر نقد تخیلی گاستون باشلار است. در این راستا، ابتدا با تنظیم یک فراخوان و پخش آن در فضای مجازی و جامعه، ارتباط با هنرمندان به‌صورت میدانی و ... بالغ‌بر 290 اثر در قالب‌های متفاوت هنری و با محوریت کرونا جمع‌آوری‌شد. سپس با انتخاب آثاریک هنرمند از هر کشور کردنشین &amp;amp;laquo;ایران، عراق، سوریه، ترکیه&amp;amp;raquo;، به تحلیل و بررسی آثار این چهار هنرمند منتخب از منظر باشلار پرداخته شد. روش نقد تخیلی باشلار در آثار هنرمندان کرد با محوریت کرونا که هدف این پژوهش است به تحلیل شکل‌های تخیل، مانند تصاویر مربوط به ماده و نیز تصاویر تداعی شده عناصر چهارگانه می‌پردازد. روش گردآوری اطلاعات با استفاده از منابع مکتوب و کتاب‌خانه‌ای، میدانی، همچنین شبکه جهانی اطلاع‌رسانی (اینترنت) بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نظریۀ کنش اجتماعی ماکس وبر در نمایش نامه پلکان اکبر رادی</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6315.html</link>
      <description>نظریۀ کنش‌ اجتماعی ِ ماکس وبر، جامعه‌شناس نامدار آلمانی، زمینۀ بررسی عقلانیت را در رفتارهای اجتماعی فراهم می‌کند. وبر و پس از او پیروان و هم‌فکرانش با تعیین کنش‌های چهارگانۀ اجتماعی و دسته‌بندی آن، میزان عقلانیت موجود در این کنش‌ها را بررسی ‌کردند. اکبر رادی نمایش‌نامه‌نویس ایرانی، یک بخش از این نظریه را به نام کنش معطوف به هدف در نمایش‌نامۀ پلکان، بررسی می‌کند. نظریۀ تحرک اجتماعی یا فرا رفتن فرد از یک لایۀ اجتماعی به لایۀ بالاتر هم با نمایش زندگی بلبل، میوه‌فروش دوره‌گرد تشریح می‌شود. در این نمایش‌نامه، بلبل با روی آوردن به دزدی، دروغ، عهدشکنی، تشکیل گروه فشار، رشوه دادن و حتی قتل غیر عمد به یک مقاطعه‌کار ساختمانی ثروتمند تبدیل می‌شود. در روند این تحرک اجتماعی ابتدا عناصری مانند فرهنگ، بیگانگی و میل به ارتقا، مبارزه و رقابت بررسی می‌گردد و پس از آن از پدیده‌هایی همچون خودکشی، خودکامگی، مهاجرت و اعتصاب کارگران هم سخن به میان می‌آید. قهرمان نمایش اکبر رادی، گرچه موفق به بهبود جایگاه اقتصادی خود می‌شود اما به دلیل رفتارهای ناهنجار اجتماعی، نمی‌تواند جایگاه فرهنگی خویش را تغییر دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازتاب مشخصه‌ی روانی تسلیم ناپذیری در اشعار مهدی حمیدی شیرازی و شاملو (با رویکرد روان‌کاوی)</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6414.html</link>
      <description>مهدی حمیدی و شاملو، شاعران صاحب سبکِ ادبیات معاصر هستند؛ مشخصه‌ی روانی تسلیم‌ناپذیری به صورت یک اندیشه‌ و فرم بیانِ غالب در اشعار این دو شاعر، انعکاس یافته است؛ این هنرمندان، هنگام رویارویی با دشواری‌ها، در غالب مضامین ادبی خود، علاوه بر مشابه دانستن استعداد و توان خویش با شخصیت‌های اساطیری، مقابل سوژه‌های بزرگ مانند قانون، سیاست، مقدسات و... قدرتمندانه گردن‌فرازی کرده‌اند؛ ابعاد روانی ذکر شده، مرتبط با طیف‌هایی از خودشیفتگی نیز است. در جستار حاضر، با استفاده از نظریات روان‌کاوان، علل درونی سرایش اشعار گردن‌فرازانه مشخص شد. پژوهش می‌خواهد به این پرسش پاسخ دهد که پدیده‌ی روانی تسلیم‌ناپذیری، کیفیت، کمیت و سبک بیان ادبی این دو شاعر را به صورت چشم‌گیر تحت تأثیر قرار داده است یا خیر. روش پژوهش، توصیفی و تحلیلی است. در پایان، این نتیجه حاصل شد که انواع جلوه‌های تسلیم‌ناپذیری، نقش بارزی را در نحوه‌ی گزینش صنایع ادبی، کمیت، پیشبرد وجه هنریِ مضامین و ارزش آثار این شاعران ایفا نموده‌ و ازین رو قابل چشم‌پوشی نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ادبیات تطبیقی و تصویر اقتباسی بررسی موردی چند افسانه و کتاب و بازتاب آن در عرصة تصویر</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6426.html</link>
      <description>مقولة اقتباس به عنوان یکی از شاخه های ادبیات تطبیقی تلاشی برای ایجاد آثار جدید بر بنیاد ساخت و محتوای متون پیش از خود است. پژوهش حاضر از این منظر میان ادبیات به مثابة گفتار و نوشتار و سینما، تئاتر و نقاشی به مثابة تصویر پلی می زند و با نمونه‌گیری موردی از داستان‌های شیخ صنعان، برصیصای عابد، جریج، فاوست، آنتوان قدیس و تائیس به کشف ساختار داستانها، مشابهت و تفاوتشان با یکدیگر می پردازد؛ هدف از این پژوهش بررسی نحوة بازآفرینی و پردازش این داستان‌ها در قلمرو تصویرسازی سینمایی، تئاتر و نقاشی بر مبنای اقتباس و انواع آن از دیدگاه دبورا کارتمل است.  کشف نظام حرکتی، دگردیسی شخصیتها و نحوة پایان یافتن داستان از یک سو و تأکید بر تأثیر ایدئولوژیها در فرایند اقتباس و بازآفرینی و نیز توجه سازندگان آثار به نیاز زمان و تمایل مخاطبان از نتایج این تحقیق است.  کشف نظام حرکتی، دگردیسی شخصیتها و نحوة پایان یافتن داستان از یک سو و تأکید بر تأثیر ایدئولوژیها در فرایند اقتباس و بازآفرینی و نیز توجه سازندگان آثار به نیاز زمان و تمایل مخاطبان از نتایج این تحقیق است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگرش ها و نگارش های تاریخی صادق هدایت</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6427.html</link>
      <description>صادق هدایت از مهم ترین چهره های جریان روشنفکری غربگرا در ایران سده بیستم و از مشهورترین داستان نویسان ایرانی به سبک مدرن است. در میان آثار متعدد او، نگارش های تاریخی دارای جایگاهی قابل توجه هستند و مهم تر از آن، نگرش های تاریخی این نگارنده که انگیزه و مایه نگارش بسیاری از آثار وی بوده است. این پژوهش کوشیده است تا ضمن ارائه تحلیلی از آثار دارای ارزش تاریخ نگارانه این نویسنده، درک تاریخ نگارانه و نگرش های تاریخی هدایت را مورد بازشناسی قرار دهد و درصدد یافتن پاسخ این پرسش ها است که تاریخ چه جایگاهی در آثار هدایت دارد؟ و مهم ترین مؤلفه‌ها در نگرش های تاریخی ایشان چیست؟ لذا این آثار در سه قالب اصلی درام های تاریخی و با مضمون سرخوردگی باستانی ایرانیان مقهور در برابر حملات غیر ایرانیان، تصحیح و برگردان متون تاریخی پهلوی از دوران ساسانی و آثاری با مضمون مردم شناسانه دسته بندی می شوند. شناخت تحلیلی این آثار که با روش توصیفی-تحلیلی و مطالعه مفهومی آثار ادبی وی فراهم آمده است، نشان می دهد که نگرش ملی گرایانه ناسیونالیستی، باستان گرایی و زرتشتی گرایی تاریخی و دشمنی نژادگرایانه با عناصر غیر ایرانی، عمده ترین مؤلفه های نگرش های تاریخی هدایت را تشکیل می دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی استعاره مفهومی «ترس» در آثار افغانی و ایشی گورو با تکیه بر دیدگاه لیکاف و جانسون</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6446.html</link>
      <description>ترس از عواطفی است که بشر در طول تاریخ همواره تجربه کرده است استعارۀ مفهومی یکی از راه‌هایی است که می‌توان تفاوت و شباهت فرهنگ‌ها را در اظهار و چگونگی آن به دست آورد. در اینجا به بررسی و مقایسۀ این استعاره در آثار علی محمد افغانی و ایشی گورو به روش توصیفی- تحلیلی پرداخته شده است و داده‌های تحقیق بر پایۀ رویکرد معناشناسی شناختی در چهارچوب دیدگاه-های نظری لیکاف و جانسون با تعداد 57 مورد در آثار دو نویسنده (29 مورد در آثار افغانی و 28 مورد در آثار ایشی گورو) استخراج شد و تفاوت و تشابه آنها در حوزه‌های مبدأ، اسم نگاشت و انواع استعاره بررسی گشت. نتایج حاصله شباهت میان آنها است و تفاوت کمتر است، شباهت در مبدأهای جانداربنیاد، رنگ بیناد، دشمن‌انگاری، دریا، رکود و بی‌حرکتی، سرما، مرگ و ماده و در مبدأهای آتش، بیماری، سلاح، قمار و دشمن در آثار افغانی است ولی در آثار ایشی گورو نبود، در عوض مبدأ گیاه در آثار ایشی گورو آمده و افغانی ندارد که بر اساس مبدأها، در اسم‌نگاشت نیز متفاوت هستند. شباهت اصلی در کاربرد انواع استعاره است که با تفاوت یک درصد، وجود شباهت را تأیید کرده است. استعاره هستی شناختی در آثار افغانی با تعداد 15 مورد و درصد 31 /26 و در آثار ایشی گورو با تعداد 14 مورد و درصد 56/24 آمده است، در استعاره ساختاری، اسم‌نگاشت‌های هر دو با تعداد مساوی 14 مورد با درصد 56/24 آمده است. این تفاوت اندک موًید تأثیر فرهنگ و محیط در ساخت استعاره های &amp;amp;laquo;ترس&amp;amp;raquo; است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دلالتهای معنایی نگاره سرو مبتنی بر رابطه جانشینی و همنشینی و بافت موقعیت</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6497.html</link>
      <description>نگاره سرو یکی از پرکاربردترین درختان در نگارگری و ادبیات و هنر ایرانی است. این جایگاه وامدار پیشینه بسیار دیرینه و کهنی است که در متون اساطیری، دینی و عرفانی جهان ریشه دارد. معانی و مفاهیم نمادین نگاره ها را در فرهنگها و بسیاری از کتابهای موجود در زمینه نمادها می توان فهرست وار یافت، اما دو مقوله در این میان اغلب نادیده گرفته می شود: نخست رابطه همنشینی و جانشینی این نمادها و دوم نقش بافت موقعیت و فرهنگی که این نگاره ها در آن قرار دارند . در این تحقیق برآنیم نقش این مقوله ها را در فهم دلالتهای نمادین سرو در متون ادبی و نقوش موجود در ظروف، فرش و بناها بررسی کنیم. برای این منظور از مبحث رابطه همنشینی(Syntagmatic relationship) و جانشینی (paradigmatic relationship) در زبانشناسی که سوسور آن را مطرح ساخت کمک گرفته ایم. جهت فهم مدلولها و مفاهیم در مورد تک نگاره ها بافت موقعیت ( Contex of situation) را لحاظ نمودیم. بررسی ده ها نگاره نشان داد که سرو در رابطه همنشینی با انسان، خورشید و سیمرغ، درختان، حیوانات مفاهیمی چون راست قامتی، پاکدامنی، جاودانگی، قداست و سرسبزی، مقاومت را با خود دارد. همچنین نگاره سرو به تنهایی با توجه به بافت موقعیت مفاهیمی چون جاودانگی، سوگواری و مرگ و اتصال به آسمان را با خود دارد . این تحقیق چند رشته ای در حوزه زبانشناسی، ادبیات و هنرهای تجسمی و با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته و در پایان پیشنهاداتی در جهت درک بهتر مفهوم نگاره ها ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نشانه‌شناسی فرهنگی هستۀ بنیادین «هزار و یک شب» بر اساس متون هم‌ریخت</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6517.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;هزار و یک شب&amp;amp;raquo; از رستۀ جامع الحکایات و متنِ تو در توی ادبیات عامیانۀ فارسی است. قصۀ بنیادین این کتاب بر پایۀ قصه‌گویی &amp;amp;laquo;شهرزاد&amp;amp;raquo; شکل گرفته است و بر گِرد هستۀ بنیادین، سایر قصه‌ها در کنار هم چیده شده‌اند. فضای نشانه‌ای این کتاب همسان با سایر متون هم‌ریخت فرهنگیِ ایران قدیم است. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی در متون هم‌ریخت فرهنگی، بر پایۀ نظریۀ نشانه‌شناسی فرهنگی یوری لوتمان: مطالعۀ ارتباط دوسویه و نقش‌مند میان نظام‌های نشانه‌ای متفاوت، به بررسی خاستگاه نشانه‌های فرهنگی &amp;amp;laquo;هزار و یک شب&amp;amp;raquo; و خویشاوندی آن با متون هم‌ریخت در سپهر نشانگانی ادب عامیانۀ فارسی می‌پردازد و از نشانه‌شناسی فرهنگی &amp;amp;laquo;هزار و یک شب&amp;amp;raquo; و بررسی آرای پژوهشگران &amp;amp;laquo;هزار و یک شب&amp;amp;raquo; با تکیه بر قصۀ بنیادین آن و همسانی با متون هم‌ریخت نتیجه می‌گیرد: ساختار کتاب، ترجمه، بازتولید معنا و محتوای آن در گسترۀ سپهر نشانگان فرهنگی و هویت ایرانی شکل گرفته است و &amp;amp;laquo;هزار و یک شب&amp;amp;raquo; بازتاب دهندۀ مناسبات اجتماعی ـ فرهنگیِ بستر تولیدکنندۀ ایرانی خود است. رابطۀ &amp;amp;laquo;خود&amp;amp;raquo; ایرانی با فرهنگ &amp;amp;laquo;دیگری&amp;amp;raquo; در گفتگومندی فرهنگ‌ها شکل گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائۀ الگوی بازنویسی داستان‌های مثنوی مولوی برای کودکان</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6683.html</link>
      <description>بازنویسی متون کهن موضوعی بسیار مهم و پیوند‌دهندۀ نسل‌های مختلف از لحاظ فرهنگی است. بازنویسی فعالیتی علمی_خلاقه است؛ بدان جهت که برای انجام یک بازنویسی موفق ضروری ست نسبت به متن کهن (مبدأ بازنویسی) اشراف علمی داشت و در فرآیند بازنویسی نیز باید به اصول علمی توجه کرد. افزون بر آن بازنویس نیز به‌مانند هر فعالیت علمی دیگر به الگویی کارا و موثر نیاز دارد تا بتواند بر اساس آن الگو، متنی منقح و اثرگذار در اختیار مخاطبان قرار دهد. اهمیت و حساسیت وجود این الگو، وقتی دوچندان می‌شود که گروه مخاطبان بازنویسی، کودکان باشند. این مقاله با بهره‌گیری از مباحث و نظریات علوم تربیتی و علوم ادبی کوشیده است الگویی گام‌به‌گام برای بازنویسی مثنوی برای کودکان7-12سال طراحی کند. مبنای علوم تربیتی این الگو برپایۀ آرای مونته‌سوری استوار شده است. استخراج مقاصد اصلی مولوی از سرایش مثنوی از منابع معتبر و علمی، فهم بافت و موقعیت داستان در کلام مولوی، به‌کارگیری وزن مثنوی، حذف داستان‌های فرعی، استفاده از راوی دوم شخص در زاویۀ دید، تکمیل شدن پایان داستان توسط خود کودک و.. از جمله مباحثی ست که با نظر به آرای تربیتی و ویژگی‌های منحصربه‌فرد مثنوی به طور ویژه در باب بازنویسی مثنوی مولوی مطرح شده و از یافته‌های این پژوهش به شمار می‌رود. در پایان، مبتنی بر الگوی ارائه‌شده، یکی از داستان‌های مثنوی بازنویسی شده است. این تحقیق در قالب الگویی روشمند و با استفاده از دیدگاه‌های تربیتی مونته‌سوری، پیاده‌سازی اصول بازنویسی برای کودکان را تسهیل و تبیین کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اندیشة سیاسی آرمان‌شهری در آثار جلال آل احمد و نجیب محفوظ، با بررسی نقش تصوف دو داستان نون و القلم و رحلة ابن فطومه</title>
      <link>https://lir.ihcs.ac.ir/article_6684.html</link>
      <description>بنیاد اندیشۀ آرمان‌شهری در دو داستان رحله ابن فطوطه نجیب محفوظ و نون و القلم جلال آل احمد بر نفی وضع موجود، وجود بحران و تلاش برای آرمانی کردن امور مطلوب بنا شده است، محیط خلق هر دو داستان، یعنی ایران و مصر در زمان نوشتن آن‌ها دارای شرایطی بحرانی از نظر اجتماعی و فکری است که زمینه ساز ایجاد اندیشۀ آرمان شهری است از این رو. نویسندگان این دو اثر با استفاده از زبانی نمادین و با توجه به تصوف تلاش دارند تا تصویری از جامعۀ آرمانی خود ارائه دهند. از نگاه نویسندگان، آرمان‌شهر دست‌یافتنی است و علت عدم تحقق آن وجود حکومت و قبضه کردن قدرت توسط عده‌ای خاص است. زبان نوشتاری نجیب محفوظ در رحله ابن فطومه زبانی ادبی و متأثر از آثار کلاسیک ادبیات عربی است، در حالی که آل احمد زیانی عامیانه را برای روایت خود برگزیده است. داستان آل احمد در روایت خود، از تصوفی بهره برده است که جنبۀ اجتماعی آن نیرومند است و قلندران پیرو آن به دنبال قدرت هستند، اما در مواجه با دشواری‌های آن خود نیز به راه صاحبان پیشین قدرت می‌روند و در نهایت از قدرت پیشین شکست می‌خورند؛ و قهرمان داستان نیز اگرچه به دنبال شهادت است، در نهایت تبعید می‌شود؛ اما محفوظ تصوف را در جنبۀ فردی آن یعنی بریدن از عالم مادّی و نقایص آن و کشف و شهود ناشی از مراقبه و ریاضت، وارد داستان خود کرده است و شخصیت اصلی داستان در پایان راه سعادت را در چنین تصوفی می‌یابد که امری فردی است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
