نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، ایران

2 دانشیار گروه زبان وادبیات فارسی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی، قزوین، ایران

3 دانشجوی دکتری زبان و ادب فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی،ایران،قزوین

10.30465/lir.2022.41737.1540

چکیده

کارل گوستاو یونگ، روانپزشک مشهور سوئیسی، قائل به گونه‌ای دیگر از ضمیر ناخودآگاه است که مبیّن اندیشه‌ها و آرزوهای کام نیافته و هراس فردی نبوده، بلکه مخزن گرایش‌ها و افکاری است که در نزد همه ابناء بشر مشترک هستند. شناخت ضمیر ناخودآگاه که یونگ آن را ناخودآگاه جمعی می‌نامید، از جمله با مطالعه اسطوره‌های ملل مختلف میسر می‌شود که تمایلات و اندیشه‌های فرا فردی بشر را متجلی می‌کنند. یونگ با مطالعه گسترده در نظام‌های اسطوره‌ای در فرهنگ‌های گوناگون، مجموعه‌ای از تصاویر ذهنی جهان‌شمول را تدوین کرد که در مکتب او با نام کهن‌الگو مشخص می‌شوند. تفحص در کهن‌ الگوها نه فقط راهی برای فهم الگوهای عام رفتار بشر، بلکه همچنین شیوه‌ای برای قرائت نقادانه متون ادبی و آثار هنری است. طریقت‌نامه عمادالدین فقیه کرمانی از جمله مثنوی‌های عارفانه قرن هشتم هجری است که از منظر نقد کهن‌ الگویی ارزش پژوهش و مطالعه دارد. در این مقاله قصد داریم صورت‌های مختلف سنخ‌های باستانی (کهن‌ الگوها) را در آن مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم و این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای با هدف شناخت و بررسی کهن‌الگوهای اصلی و فرعی طریقت‌نامه شاعر مذکور صورت گرفته است و در این تحقیق، مشخص گردید که مهم‌ترین کهن‌ الگوهای به کار رفته در مثنوی طریقت نامه، شامل پیر خرد، نقاب، سایه و نوزایی یا تولد مجدد می‌شوند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات