نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 مسول خدمات آموزشی دانشکده هنر و معماری دانشگاه علم و فرهنگ

2 دانشگاه تربیت مدرس

10.30465/lir.2022.38836.1413

چکیده

درعرصه ادبیات و سینمای ایران معاصر -کمابیش همانند جریان‎های هنری جهانی- عموماً ژانرها و رویکردهای هنری با حفظ وجوه تمایز خود زیست می‎کنند.بویژه فاصله میان رویکردهای عینیت گرایانه(objective) رئالیستی و رهیافت‎های ذهنیت‌گرایانه (subjective) عرفانی، باید ملموس‌تر باشدچرا که درنگاه اول، پیوند این دو متناقض به نظر می‌رسد،اما در اخیرا شاهد رخدادهایی هستیم که مرز ژانرهای ادبی و هنری کمرنگ می‌شودوبرخی متن‎های ادبی یافیلم‎ها به سوی بیناژانری حرکت کرده‎اند.درجریان‎های فکری بین‎الاذهانی جامعه مدرن،شکل‌گیری بیناژانری افزونتر ازادب و هنر کلاسیک و زمان تسلط رمانتیسم صورت گرفته است ودرمتن ادبی و هنری،مفاهیم یا درونمایه‎ها ومضامین ژانرهای مختلف رقیب،گاه باهم درآمیخته وآشتی کرده‎اند.درقلمرو فرهنگ،هنر وادب ایران، چنین آثاری ممکن است روابط بینامتنی استوار بامیراث‌های غنی ایرانی - اسلامی در عالم هنر و ادبیات پیدا کنند و در تراز سرآمدی جای بگیرند. فیلم خورشید مجیدمجیدی با تحولی بارز نسبت به دیگرآثار،واجدچنین ویژگی‌هایی شده است.مجیدی موفق شدقدسیت وشاخصه‌های عالم غیب رادر مؤلفه‌های ژانر رئالیستی فیلم خود؛بازبتاباند و ممزوج سازد در فضا و درونمایه‌ای عرفانی بنشاند و با این ترکیب نغز، فیلمی بیناژانری ونوآورانه عرضه کند.مسئله این پژوهش،کاویدن وجوه ظهور این بیناژانریت متمایزوبدیع است که به نظر می‎رسد بانظریه‌ها و مبانی تحولات متن‌پژوهانه دهه‎های اخیر سازگار باشد.روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است و برمبنای نمادشناسی و باترکیبی از تحلیل گفتمان، نقدژانرونظریه‌های متن‌شناختی وبینامتنی،چهارچوب نظری آن شکل گرفته است.چشم‎انداز نتیجه تحقیق،نشانگرظهور شاخصههای بیناژانری رئالیستی – عرفانی درفیلم خورشیدمجیدمجیدی است و اودر این فیلم توفیق یافت تا واقعیت را با معرفت قدسی و عرفان و محبت باهم در بیامیزدواز حیث درونمایه،نوآوری و ژرف‎نگری ویژه‌ای رادر این فیلم به منصّه ظهور برساند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات