نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی ، دانشگاه کوثر بجنورد، ایران

10.30465/lir.2022.39772.1454

چکیده

این پژوهش مطالعه‌ای بینامتنی است که به بررسی وجوه همانندی بوف کور به‌عنوان آغازگر داستان مدرن فارسی و نقاشی انتزاعی/آبستره واسیلی کاندینسکی و چگونگی کارکرد لایۀ حسی- ادراکی در آن‌ها می‌پردازد. این مشابهت را بین صحنة آغازین بوف کور و شروع هنر انتزاعی واسیلی کاندینسکی (زادة 1866. مسکو) که خود او توصیف نموده، نشان می‌دهد؛ با هدف مطالعۀ بوف کور به‌عنوان یک «درون‌متن» یعنی متنی که حضور متون دیگر را منعکس می‌کند. کاندینسکی، که یکی از آغازگران هنر انتزاعی است، از معروف‌ترین و اثرگذارترین هنرمندان سدة بیستم است و صادق هدایت نیز نویسنده‌ای مشهور در ادبیات ایران و جهان است. نتایج پژوهش مشابهتی را درشروع آفرینش هنر کلامی (داستان بوف کور) و خلق هنر دیداری (نقاشی کاندینسکی) نشان می‌دهد که حرکت به سوی انتزاع را رقم می‌زند. این حرکت در هر دو هنر با مکاشفه‌ای آغاز می‌شود که نور در آن نقش اساسی دارد و در هر دو، آنچه برای سوژه لذت‌بخش است، دور شدن از واقعیت است و این امر ریشه در وجه انتقادی بوف کور و هنر کاندینسکی دارد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات