نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه کردستان

10.30465/lir.2022.38553.1396

چکیده

نظام مفهومی‌ای که با آن می‌اندیشیم، ساختاری استعاری دارند که با عنوان استعاره‌های مفهومی در فرهنگ، هنر و آداب و رسوم انسانها ظاهر می‌شوند و این امر در بحث زبان‌شناسی شناختی قابل بحث و بررسی است. استعاره‌های مفهومی به عینی‌سازی امور ذهنی می‌پردازد و نگرش شاعران و نویسندگان را در حوزه‌های مختلف این مقوله، مورد ارزیابی قرار می-دهد. یکی از این مفاهیم انتزاعی، زمان است. پژوهش حاضر، در راستای این موضوع و با تکیه بر نظریۀ مذکور صورت گرفته که در آن به تحلیل مفهوم مورد بحث در آثار محمد جواد محبت و پرتو کرمانشاهی پرداخته شده است. در آثار شاعران مذکور، زمان به صورت‌های مختلفی عینی می‌گردد، پرتو کرمانشاهی زمان را به صورت انسانی خون‌ریز و محمد جواد محبت، زمان را به صورت انسانی سخاوتمند می‌بیند، نگاه دو شاعر به مقولۀ زمان در بحث حیوان‌انگاری نیز بسیار به هم نزدیک است و با دیدی منفی به زمان می‌نگرند. گاهی زمان در اشعارشان به صورت پرده و حایل جلوه می‌کند و گاهی به صورت اشیاء قابل شمارش؛ آنان از زمان به عنوان مکانی محصور یاد می‌کنند که نگرش هر یک در این امر متفاوت است. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی به انجام رسیده که در آن ضمن عینی‌سازی مفهوم زمان، اشتراکات و افتراق-های حوزه‌های مختلف آن را برای مخاطبان شرح و تفسیر نموده‌ایم. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که نگاه محمد جواد محبت و پرتو کرمانشاهی در عینی‌سازی مفهوم زمان با امور طبیعت نیز نمود بارزی دارد

کلیدواژه‌ها

موضوعات