فرودست‌انگاری در ضرب‌المثل‌های فارسی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد ادبیات عامه، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 استادیارگروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران ، ایران

10.30465/lir.2025.51294.1989
چکیده
ضرب‌المثل‌های فارسی به عنوان یکی ازگونه‌های ادبیات عامه، نمایانگر گرایش‌های فکری و فرهنگی مردم به موضوع صلح و خشونت پرهیزی است. در این پژوهش با تأکید بر عوامل دیگری ساز، برای دستیابی به مصادیق نا مدارایی اجتماعی در ضرب‌المثل‌های فارسی به تحلیل گفتمان فرودست‌انگاری پرداخته‌ایم. ناکارآمدی در پذیرش تفاوت‌ها حاصل ناکارآمدی شناختی-است، تفاوت‌ها و تأکید فرهنگی بر تفاوت‌ها یک آگاهی مخدوش از «دیگری» تولید می‌کند. «دیگری» و «دیگران» اعم از دگراندیشان، دگرباشان و هرکسی که از نظر اندیشه و اعتقاد و فرهنگ و قومیت و ویژگی‌های هویتی با «خود» ما تفاوت دارد. این پژوهش بر اساس مفهوم گفتمان نزد لاکلا و موفه بخشی از الگوی اندیشه‌گانی حاکم بر ضرب‌المثل‌های فارسی را نشان می‌دهد. یافته‌های تحقیق بر اساس دسته‌بندی مؤلفه‌های مدارای اجتماعی در دیدگاه پیتر کینگ دسته‌بندی شده است و نقش عوامل دیگری ساز دین، مردسالاری و فردگرایی را بر یکی از مؤلفه‌های اخلاق عمومی یعنی نامدارای اجتماعی مورد تحلیل قرار داده‌است؛ براساس نتایج به-دست آمده گفتمان مردسالاری با دال‌های مربوط به تبعیض جنسیتی نمایانگر بیشترین سطح نامدارایی در ضرب‌المثل‌های فارسی مورد مطالعه بوده‌اند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

آقا نوری، نعیمه، فاضلی ، مهبود، حسینی، شکوه السادات و آقا حسینی، حسین( 1403)، « تحلیل و بررسی غیریت سازی در شعر فدوی طوقان و سپیده کاشانی از دیدگاه نظریه گفتمان لاکلائو و موفه»، پژوهش های بین رشته ای ادبی، سال 6، شماره 2، صص 1-30.
آهنگر، عباسعلی، خوشخو، امیر علی، خادمی، سهیلا (1398)، «بررسی انتقادی مؤلفه‌های اجتماعی-فرهنگی فیلم «فروشنده» بر اساس الگوی لاکلا و موفه»، مجله جهانی رسانه-نسخه فارسی، دانشگاه تهران، دوره 14، شماره 2، صص 22-52.
‌احمدی، یعقوب، وکیل احمدی و گودرزی، سعید، عبدالمالکی، پروانه (1400)، «تبیین جامعه‌شناختی مدارا و ابعاد آن (مورد مطالعه: شهروندان هجده سال به بالای استان کرمانشاه)»، مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، دورة 10، شمارة 2، صص 379-408.
اسدی، مرتضی (1389)، امر اخلاقی در ضرب­المثل­های فارسی، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد علوم اجتماعی.
امینی، هدا، علوی مقدم، مهیار و فیروزی مقدم، محمود (1399)، «تحلیل الگوی گفتمانی عناصر زبان شناختی و فرایندهای گفتمان رمان« چراغ ها را من خاموش می کنم» »، پژوهش های بین رشته ای ادبی، سال دوم، شماره 4، صص 130-166.
بشیریه، حسین (1379)، نظریه‌های فرهنگ در قرن بیستم، تهران: پویا.
ذوالفقاری، حسن (1392)، فرهنگ بزرگ ضرب­المثل­های فارسی، تهران: نشر علمی.
رشیدیان، عبدالکریم (1393)، فرهنگ پسامدرن، تهران: نشر نی.
زین الدین فر، ا، کریمی منفرد، س (1400)، واکاوی رفتار سیاسی فرودستان با تکیه بر ضرب المثل های فارسی، چهارمین همایش بیت المللی روانشناسی، علوم تربیتی و مطالعات اجتماعی، همدان https://civilica.com/xoc/1478337.
سلطانی، علی اصغر (1384)، قدرت، گفتمان و زبان، تهران: نشرنی.
سهراب‌زاده، مهران (1388)، «مطالعه ساختارهای اجتماعی و فرهنگی در ضرب‌المثل‌های فارسی»؛ نشریه مطالعات فرهنگی و ارتباطات، دورة 5، شمارة14، صص 63 -90.
گل­آقازاده، فردوس (1392)، فرهنگ توصیفی تحلیل گفتمان و کاربردشناسی؛ تهران: انتشارات علمی فرهنگی.
لاکلا، ارنستو. و شنتال، موفه (1392)، هژمونی و استراتژی سوسیالیستی، به سوی سیاست دمکراتیک رادیکال؛ ترجمة محمد رضایی، تهران: نشر نی.
مقتدایی، فاطمه (1389)، بررسی و سنجش میزان مدارای اجتماعی و عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر برآن؛ اهواز: دانشگاه شهید چمران، پایان‌نامة کارشناسی‌ارشد جامعه شناسی.
ممتاز، امید (1392)، تحلیل واسازی ضرب­المثل­های فارسی؛ رشت: دانشگاه گیلان، پایان‌نامة کارشناسی‌ارشد علوم اجتماعی.
والزر، مایکل (1383)، در باب مدارا؛ ترجمه: صالح نجفی، تهران: شیراز.
یورگنسن، ماریان. و لوئیز، فیلیپس (1398)، نظریه و روش در تحلیل گفتمان. ترجمة هادی جلیلی. تهران: نشر نی.
Refrence
Goldschmidt, Victor, (1972), Social Tolerance and Frustration: An Analysis of Attitudestoward Criminals in a Changing Arctic Town. Presented at: The International Re searchCommittee on the Sociology of Law, Holland, September 1972
Torfing, Jacob, (1999), New Theories of Discourse: Laclau, Mouffe and Zizek, Oxford: Blackwell, 1999.