تاملات فلسفی زرین کوب درباب ماهیت و چیستی شعر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه مازندران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

10.30465/lir.2026.52140.2026
چکیده
سخن دربارۀ ماهیت و چیستی شعر همواره اندیشمندان و ادیبان را به خود مشغول داشته‌است. از آن‌جمله در ایران و در عصر حاضر، زرین‌کوب در مقام یک منتقد و مورخ ادبی در آثار مختلفی به شعر و عناصر پیرامون آن پرداخته و تأملات ارزشمندی را مطرح کرده‌است که پاره‌ای از باریک‌بینی‌های او در این‌باره ـ که از قضا رنگ و بوی فلسفی دارد ـ از تیررس نگاه پژوهشگران مغفول مانده‌است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر که با شیوه‌ی توصیفی ـ تحلیلی نوشته‌شده، به بررسی نظرات زرین‌کوب در خصوص ماهیت شعر می‌پردازد. براساس نتایج این جستار، زرین‌کوب اگرچه به وضعیت آپوریایی تعریفِ شعر واقف است، اما ریشۀ برخی از این دشواری‌ها و ناتمامی‌ها در ارائۀ تعریف شعر را به عدم تبیین چیستی ماده و صورت در شعر، و فقدان هماهنگی لازم میان ماده و صورت شعر مرتبط می‌داند. لذا با تلقی ارسطویی، به تبیین و تحلیل مادّۀ شعر یعنی تقلید(محاکات) یا تخیل و صورت شعر (لفظ/ وزن/ قافیه) می‌پردازد و با بازخوانی انتقادی آن‌چه که فیلسوفان و ادیبان ما دربارۀ ماهیت شعر گفته‌اند، ضمن آن‌که کتب و آرای بلاغی کلاسیک را ناتوان از پاسخ‌گویی می‌داند، حاشیه‌های قابل تأملی دربارۀ تقلید و تخیل بیان می‌کند و از سرنمون‌های نگرۀ ارسطویی فراتر می-رود، وزن، قافیه و خیال‌انگیزی را نیز برای تکوین شعریّت شعر شرط کافی و لازم نمی‌داند. به باور وی، هرگاه در شعر، مضمون، عقل و تمامیت وجود آدمی را تحت تأثیر قرار دهد، خلق در معنایی مشایی آن محقق می‌شود و شعری در نمط عالی پدیدار می‌گردد .

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 29 مهر 1405