بازنمایی فرهنگ شفاهی تهران قدیم در «بوف کور» صادق هدایت

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان دانشگاه آزاد شیراز

10.30465/lir.2020.4752

چکیده

بخشی از فضای مناقشه‎برانگیز و تأویل‎پذیر بوف کور را می‎توان در تصاویری بازجست که به فرهنگ شفاهی تهران سده‎ی سیزدهم اشاره دارد. به مردمانی قصه‎پرداز که اینک خود بخشی از قصه‎ها شده‎اند. حکایات بازمانده از این مردمان به اندازه‎ای به شخصیت‎ها و حوادث بوف کور نزدیک است که این گمان را ایجاد می‎کند: «شاید هدایت در نوشتن بوف کور از آن‎ها بهره جسته باشد.» این تصاویر را به طور خلاصه میتوان در موضوعات زیر دستهبندی کرد: جغد ساعت، حکیم‎باشی یا قلمدان‎ساز انبار ارگ، بی‎بی‎خانم و حکیم‎باشی، سرنوشت یک بیمار در حال احتضار، سمساری حسین گدا و شرابخانه‎ی اعتضادالسلطنه، مهدیعلی‎خان مردی از بنارس، کلیسای طاطاووس، تصنیف رایج «حالا نخوریم کی خوریم؟»، وکلای بقال و چقال مجلس، جوانمرد قصاب، آبگوشت آدم، محاکمهی محمدباقر گلپایگانی، آب‎بازی روز سیزده و عمارت سرخه‎حصار. بازخوانی این عناصر میتواند بوف کور را به یک اثر اتوبیوگرافیک تاریخی با محوریت تهران صفوی ـ قاجاری نزدیک کند. این پژوهش در نظر دارد با تکیه بر مطالعات تطبیقی به روش کتابخانهای به این پرسش پاسخ گوید که سهم بوف کور از این تصاویر، حکایات و فرهنگ شفاهی تا چه اندازه است؟ و آیا ایماژهای دگرگونه‎ی بوف کور تباری داستانی دارند یا پاره نقوشی از گلیم تکه‎تکه‎شده‎ی تهران هستند که در این اثر فرصت تجلی یافته‎اند؟ نویسنده معتقد است که با انگارههای مردمشناسی که نزد هدایت به امانت سپرده شده، بعید نیست که ساختار بوف کور بر پایهی بخشی از این انگارهها پیریزی شده باشد؛ تهرانی که هدایت در آن زیسته و بدون شک با فرهنگ شفاهی مردمان آن آشنایی داشته است.

کلیدواژه‌ها